سه شنبه دهم تیر 1393 | 21:0
اگر دستم نمیرود ...

        چرا دلم میرود؟

 

پ.ن:حالم بهتره.امید به قلبم برگشته.فقط نمیدونم غرور رو چی کار کنم؟

به نظر شما میشه مغرور بود اما نرنجوند؟

brightness |
من نمیخوام عوض بشم...
یکشنبه یکم تیر 1393 | 1:31
زمان میخوام ...که برگردم به زندگی.به امید. به روشنی که تو قلبم بود.

دوستایی که بهم اعتماد داشتنو از دست دادم ...چون عجولانه نسبت به من قضاوت کردن.

از چیزای بزرگی تو زندگیم گذشتم.از اینا هم میگذرم.

میخوام یه ایدئلوژی انتخاب کنم.یه راه برای ادامه دادن به زندگی.

برای رسیدن به اون روزی که مثل زانیار بگم :

من نمیخوام عوض بشم    زندگیمو اینجوری میخوام

من نمیخوام عوض بشم     مال خود خودمه دنیا

برای رسیدن به اون روز تلاش میکنم.امسالم تمام تلاشمو میکنم.

با این که هنوز ته دلم قرص نیست.با این که میترسم از این که اصل کاری یعنی پ.ت صلاح من نباشه و من

دوباره تمام ذهنیتمو عوض کنم.

مثل الان که تمام اتفاقات و آروزهام براساس این شکست  بهم خورد.

 

brightness |
یکشنبه یکم تیر 1393 | 1:13
یه نقطه ی کور از زندگیه من.

یه شکست بزرگ.

یک خط پایان برای خیلی از آرزو ها.

 

brightness |
سه تار
دوشنبه دوازدهم خرداد 1393 | 12:45
اتاق تاریک

دم دم های عصر  ...طرب سه تار و دیوانه نواختن در تاریکی

صدای کنده ها روی سیم

یک هوای بارانی

و قدم زدن

تنها

هیچ کی نگات نکنه.هیچ کی کاری به کارت نداشته باشه

فقط همین

خواسته ی زیادی نیست.

 

 
brightness |
اشکای من
سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393 | 1:27
بی خودی قهر میکنم

با دلی که بیتابته

گاهی میرم تو خودم

تا ازم بپرسی چته؟

پیشم نمیمونی اگه

بهونه دستت ندم

واسه همینم خودمو

باز به مریضی زدم

اشکای من سیل میشه

میریزه رو لباسم

تموم قصدم اینه که

دلت بسوزه واسم

دوست ندارم رابطمون

یه ذره کمرنگ شه

بهتره پیشت نباشم

یه ذره دلت تنگ شه

صدات که میکنم میخوام

بشنوم میگی جونم

میخوام که مطمئن شم

هنوز برات همونم

یه جور میگیری دستمو

هوا که سرد میشه

دلم میخواد کنار تو

برف بیاد همیشه

اشکای من سیل میشه

میریزه رو لباسم

تموم قصدم اینه که

دلت بسوزه واسم...

Yiruma - Kiss The Rain

 

brightness |
فاصله ی بین مرحله دو و نتایج
شنبه بیستم اردیبهشت 1393 | 12:37
روزای جالبیه...روزاییه که تا ابد خاطرش میمونه. نه میشه گفت بده نه خوب .

 

کلید مرحله 2 اومده و راضی بودم.فقط یه ذره لب مرزم.

به هر حال دلم روشنه.

روزاییه که هم تلاش میکنم واسه نهایی و هم خوش میگذرونم.

روزایی که ولگردی نیس.5ش رفتم تولد نفیسه.خوش گذش.

امیدوارم اخر خرداد با خبر خوب بیام.

طبق درصدی ک علی و عرفان ک گفتن قبولم

+راستی اهنگ وبمو فامیل دور عشقم خونده

brightness |
سال 93
چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 | 2:21
سلام.این دو سه روز میرم مدرسه ...حالا که هیچ کی نیس!

امروز سر کلاس بودیم که بابای حنانه گفت جوابا اومده.یه دفعه بچه ها حمله ور شدن به سمت در و من با تعجب

به علیرضا نگاه میکردم!بدبخت گرخیده بود!

من و یگانه هم رفتیم پایین.جوابا نیومده بود و دست از پا دراز تر برگشتیم.

یه مسئله داد.هیچ کی نمیتونست فکر کنه...

واسه علیرضا هم که همش اس ام اس میومد.خبر قبولیشونو میدادن.

ما هم این وسط مرده بودیم.

علیرضا به یکی از شاگرداش اس دداده بوده که جوابا اومده.پسره به جای این که بره ببینه اس داده

شوخی میکنی؟میخوای من اذیت کنی؟امادگی قبل از جواباس؟

میگفت احمق برو نگاه کن.عجب دوره زمونه ای شده .شاگرد به معلمش میگه شوخی میکنی؟

ما ترکیده بودیم از خنده.

دو زنگ به این منوال گذشت.موبایل بچه ها زنگ میخورد و ما بدون توجه به معلم جواب میدادیم.

حتی مامان بزرگ ملیکا هم زنگ زده بود !!!!

خلاصه با این سرعت مزخرف اینترنت اصلا سایت باشگاه باز نمیشد.مامانم اینا 2 ساعتو جلو کامپیوتر بودن.

کلاس تموم شد و اومدم خونه.هنوز سایت باز نمیکرد.

که یکدفعه مثل همیشه خیر پریسا مثل امداد غیبی به من رسید.

دیدم اس داده که تبریک بچه .چند تا قبولی دادین؟

منو میگی!!!!!!!زنگ زدم بهش دیدم که دوست پریسا دیده من قبول شدم.منم خیالم راحت شد و خرکیف.

الان اینجانب مرحله 1 قبول شدم.

برام دعا کنید که مرحله 2 هم قبول شم.کلا دور عید و عید دیدنیو خط کشیدم و دارم عین چی درس میخونم.

به امید اتفاقات بهتر تو سال 93 .

سال 93 من دارم میااااااااااااااااام Yah

 

brightness |
این روزای سگی
سه شنبه بیستم اسفند 1392 | 18:55
شنبه: رفتم منیریه کفش خریدم! خیلی خوبه حس دویدن به ادم میده

یکشنبه: رفتم مدرسه بعد قرن ها ...

دوشنبه: موندم خونه و خر زدم

سه شنبه:بهار هم داره میاد و هوا امروز بارونی بود...

ساعت 8 رفتم کتابخونه تا 6 بعداز ظهر جان کندیم. ساعتای 3 بود که خیلی خسته شدم ، گفتم خدا کنه وقتی

برمیگردم البوم علی لهراسبی اومده باشه.گفتم واسه جایزه خوب درس خوندنم واسه خودم البومو بخرم و اینگونه

بود که تا 6 خر زدیم.

اومدم بیرون و پوستر البومو دیدم و خرررررررررررررر کیف

هنوز جواب باشگاه نیومده...

نمیدونم ولی زود خسته شدم....باورم نمیشه اینقدر کم وقت دارم. خدایا کمکم کن برسم همه ی اینا رو بخونم!

نمیدونم ....نمیدونم وقتی بعدا اینا رو میخونم چه حسی دارم....

فقط امیدوارم مثل گذشته نباشه که فقط حسرت اشتباهاتمو بخورم.

خدایا این فرصتو ازم نگیر

 

brightness |
enzyme
دوشنبه نوزدهم اسفند 1392 | 14:24
-اکسیدوریداکتاز ها(Oxidoreductases)
*این انزیم ها، کاتالیزور انتقال هیدروژن، اکسیژن و یا الکترون از یک مولکول به مولکول دیگرند.
•    هیدرو ژناز ها
•    اکسیداز ها
•    پراکسیداز ها
•    کاتالازها
•    اکسیژنازها
•    هیدروکسیلازها
2-ترانسفرازها(Transferases)
*کاتالیزور انتقال گروه هایی مانند استیل، آمینو و فسفات از مولکولی به مولکول دیگر می باشند.
•    ترانس آلدولاز و ترانس کتولازها
•    آسیل، گلوکوزیل و فیفوریل ترانسفراز ها
•    کیناز ها
•    فسفوموتاز ها
3-هیدرولازها
*واکنش های تجزیه آب را کاتالیز می کنند.
•    استراز ها                                    
•    گلیکوزیداز ها
•    پپتیداز ها
•    فسفاتاز ها
•    تیولاز ها
•    فسفولیپاز ها
•    آمیداز ها
•    د آمیداز ها
•    ریبونوکلئاز ها
4- لیاز ها
*آنزیم هایی هستند که که کاتایزوری تجزیه های غیر هیدرولیزی شامل حذف بعضی از گروه های شیمیایی همانند آنچه را که در واکنش های د کربوکسیلاسیون و د-آمیناسیون صورت می گیرد به عهده دارند.
•    آلدولاز ها
•    هیدراتاز ها
•    دهیدراتاز ها
•    سنتتاز ها
•    لیاز ها
5-ایزومراز ها (Isomerases)
*تغییرات و تبدیلات داخل مولکولی را در ایزومرهای نوری و موضعی ممکن می سازند.
•    راسماز ها
•    ایزومراز ها
•    تعدادی از موتاز ها
6-لیگاز ها
*آنزیم هایی هستند که سنتز مواد معینی را در داخل سلول کاتالیز می کنند که در تجزیه ATP یا تری فسفات های مشابه که انرژی واکنش ها را فراهم می سازند، دخالت دارند.  
•    استیل کوآنزیم A سنتتاز

brightness |
dear darlin
دوشنبه پنجم اسفند 1392 | 23:22
Dear Darlin', please excuse my writing

I can't stop my hands from shaking cos I'm cold and alone tonight

I miss you and nothing hurts like no you

And no one understands what we went through

It was short. It was sweet. We tried

And if my words break through the wall and meet you at your door

all I
Could say is:
"Girl, I mean them all."

Been thinking about the b*ar we drank in.

Feeling like the sofa was sinking

I was warm in the hope of your eyes

so if my words break through the wall and meet you at your door

Oh I can't cope. These arms are yours to hold.

and I miss you and nothing hurts like no you.

And no one understands what we went through.

It was short. It was sweet. We tried.

پ.ن:دوباره شروع شد!

brightness |